شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 71

نفثة المصدور ( فارسى )

بنزد ملك مظفّر غازى « 1 » بميّافارقين « 2 » فرستاد مؤلّف پس از اقامت چند روزه در ميّافارقين و كارى از پيش نبردن با ملك مظفّر وداع نموده ميخواست از ميّافارقين بيرون آيد كه در آن اثناء نامه‌اى بتوسّط كبوتر نامه‌بر از « 3 » پرگرى « 4 » براى ملك مظفّر رسيد كه مقدّمهء سپاه تاتار به قصد اكتشاف اخبار سلطان و تعاقب او از حدود اخلاط بسرعت به طرف ديار بكر گذشتند ، ملك مظفّر آن نامه را بمؤلّف ارائه داده به او تكليف نمود كه اكنون كه تاتار به اين نزديكى رسيده‌اند و قطعا در همين چند روزه تصادمى بين فريقين يعنى سلطان و ايشان روى خواهد داد و كار يكرويه خواهد شد يا بر له سلطان

--> ( 1 ) - يعنى الملك المظفر شهاب الدين غازى بن الملك العادل سيف الدين ابى بكر محمد بن ايوب بن شادى برادرزادهء صلاح الدين ايوبى معروف ، و پادشاه قسمتى از بلاد جزيره ( بين النهرين ) و ارمينيه از قبيل رها و سروج و حانى و ميافارقين و اخلاط و جبل جور ، وى از سنهء ششصد و هفده الى سنهء ششصد و چهل و سه در بلاد مذكوره كلا او بعضا برحسب تفاوت احوال سلطنت نمود ولى ظاهرا پايتخت و محل اقامت او شهر ميافارقين بوده است ، و بعضى آثار كتيبهء او هنوز بر ديوارهاى آن شهر باقى است وى در سنهء 643 وفات يافت و در تحت حمايت و كنف رعايت همين ملك مظفر و در همين شهر ميافارقين بود كه مؤلف پس از جدا افتادن از سلطان جلال الدين در حملهء اخير مغول كه منتهى بقتل سلطان گرديد و مدتها در اطراف بلاد فرارى و متوارى بودن ، بالاخره سكونت اختيار نموده نفثة المصدور حاضر را پس از چهار سال از قتل سلطان تأليف نمود چنان كه در متن مجددا اشاره به آن خواهيم نمود ، ( رجوع كنيد بابن الاثير طبع مصر 12 : 183 ، 193 ، 194 ، 228 ، - و ابو الفدا 3 : 126 ، 146 ، 169 ، 171 ، 173 ، و سيرة جلال الدين 238 ، 244 ، 246 و نفثة المصدور 30 - 32 و 116 ، و دائرة المعارف اسلامى در « ميافارقين » ) . ( 2 ) - رك : « يادداشتهاى قزوينى » ج 6 ص 69 . ا . ح . يزدگردى ( 3 ) - پرگرى ( بارگيرى ) شهرى است از ارمنستان واقع در منتهاى شمال شرقى درياچهء وان به كلى نزديك سرحد ايران و تركيه و به خط مستقيم قريب چهارده فرسخ در مغرب مايل بجنوب ماكو ، تقريبا سه هزار نفر جمعيت دارد از ترك و كرد و ارامنه و غلبه با ارامنه است . ( رجوع كنيد بتقويم البلدان ابو الفدا ص 388 ، 389 و نزهة القلوب 101 ، و سيرة جلال الدين مكررا از جمله ص 240 ، 241 و نفثة المصدور 103 ، 105 ، 108 و « اراضى خلافت اسلاميه » از لسترنج ص 183 ، و عموم نقشه‌ها و كتب جغرافى جديد باملاى Berghri و Bergiri ) . ( 4 ) - رك : « يادداشتهاى قزوينى ، ج 4 ص 82 و 83 . ا . ح . يزدگردى .